محمد حسن عصاری دوشنبه 16 مرداد 1391 06:34 ب.ظ نظرات ()


1_ شاید حکیم نظامی پزشک ارتش بوده است.


2_ چون وقتمون خیلی کم بود , همه چیز بین ما زود تمام شد.


3_ بعضی ها مشغول ساخت و ساز هستند و بعضی ها مشغول ساخت و پاخت.


4_ فقط حرف های استاد ریاضی حرف حساب بود.


5_ کشاورز عصبانی بادمجان را زیر چشم می کارد.


6_ از بس خوابش سنگین بود , تختخواب شکست.


7_ وقتی خوابیدم حقیقت را در خواب دیدم.


8_ چُرت خواب قسطی است.


9_ زندان آدم تنبل رختخواب است.


بقیه در ادامه مطلب ....